ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

120

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

بايد دانسته شود كه بيمارى گاهى جسمانى و گاهى نفسانى و روحى است به هر دو حال گاهى بى درمان و گاهى درمان پذير است . نفس نيز اگر چه بيماريهاى فراوانى دارد لكن سختترين آنها از نظر درمان ناپذيرى و نيرومندترين آنها در موجب شدن دورى از رحمت الهى بيمارى جهل مركب مىباشد . بويژه جهلى كه مخالف با آگاهى به صانع متعال و صفات اوست . چون اميد درستى به دو نمىرود و براى دارندهء آن جهل انتظار خوشبختى نيست . جهل مركَّب سر چشمهء بسيارى از بيماريهاى روحانى است و علتش آن است كه دانستى كمال هميشگى و خوشبختى كامل نفس منحصرا در به دست آوردن آگاهى نسبت به مبدأ خود يعنى ذات مقدس حق و به اندازهء توان و امكان ، پيشگاه ذات حق را تصوّر كند و او را بشناسد . بايد بدانى كه نقصان پايدار و بدبختى ثابت ، به اين است كه عقايدى مخالف با اعتقاد يقينى به ذات حق حاصل گردد و در جوهر نفس جايگزين شود . چون جمع شدن آن دو « اعتقاد به خدا و اعتقاد به ضدّ آن » محال مىباشد . امّا جهل بسيط هر گاه مخالف با علمى كه سبب خوشبختى است نباشد درمانش ممكن است . و باقى بيماريهاى روحى پس از آنى كه نفس مبادى عالى خود را بطور كامل نگه دارد قابل درمان مىباشد . چون بيشتر آن بيماريها ، يا حالاتىاند كه در جوهر نفس جايگزين نشده‌اند يا صورتهايى است كه از مزاجها حاصل مىشود و با نابودى مزاج آن بيمارى هم از ميان مىرود . امّا باقى بيماريهاى جسمانى اگر چه در ميان آنها بيمارى درمان نشدنى هست ليكن تفاوت ميان دو درجه همان تفاوتى است كه ميان دو بيمارى يا دو بيمارى مىباشد و تفاوت ميان دو بيمارى همان تفاوت ميان دو هدفى است كه در تندرستى و سلامتى آن دو مىباشد . بايد بدانى كه مقصود از سلامتى نفس به دست آوردن بقيهء كمال و هدف از سلامتى بدن غالبا كمالى نابود شونده است . چون با سلامتى بدن ، مختصر كمالى براى نفس باقى مىماند . و باقى ماندن كمال نفس مشروط به اين است كه از بيمارى جهل سالم باشد تا آن جا كه نفس اگر ذاتا قدرت بر كمال داشته باشد . البتّه هر كوشش جسمانى بر نفس ، كيفر و كاستى و زيان خواهد بود و اگر سختترين بيمارى جسمانى پديد آيد و نفس از آن بيمارى در سلامت بماند آن بيمارى به معاد نفس زيان نمىرساند . چون با آن